دفع رنج مردمان
حسنا صدیقیان (احرار) حسنا صدیقیان (احرار)

April 6, 2011

من نمـیگویم غــزل یا شعـر بــوصف دلـبـران

فکر و هوشم است همیش در رفع رنج مردمان

 

در محیط ما هـنوز هـم زن محـروم از حـقـوق

با خشونت ها دچـار هستند و محکـوم همچنان

 

طـفـلکان ِپــا بـرهــنه و یـتـــم، هــم بـیــوه ها

در هوای سرد و پر برف در گداییست بهر نان

 

هر که بیند خون چکد از چشم او بر جای اشک

لیک بر عکس نیست زمامداران به فکراین و آن

 

هر که قدرت یافت نکرد خدمت بجز در نفع خویش

رنج ملت، خواب راحت، عیش و نوش از حاکمان

 

واجب است بر هر قلمدست، شاعر و روشن ضمیر

هـر چـه میـبیـنند بـگـوینــد تـا به خــلـق گـردد عیان

 

چند سطری را نوشت (حسنا) زرنج و درک خویش

ورنه مــن نـیـستم ســزاوار در ردیـف شــاعـــران

 

عـفـو خـواهــم از بـزرگـان، گر خطایست در غـزل

چون هواسم بس پریشان است به غربت این زمان

 


April 7th, 2011


  برداشت و بازنویسی درونمایه این تارنما در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید.
 
شعر،ادب و عرفان